ابراهيم عاملي ( موثق )

266

تفسير عاملي ( فارسي )

تعظيم او . مجمع : ممكن است كفران نعمت بشرك و تشبيه حقّ بخلق باشد يا انكار پيغمبر و يا ترديد و شكّ در احكام دين باشد . حسينى نوشته است : شيخ ابو عبد الرّحمان سلمى از ابو علىّ جرجانىّ قدّس اللَّه روحهما نقل مىكند كه اگر شكر ميكنيد بر نعمت اسلام زياد كنم آن را بايمان و اگر سپاسدارى كنيد بر ايمان افزون گردانم باحسان و اگر بر آن شكر گوئيد زياده سازم بمعرفت ، و اگر بر آن شاكر باشيد برسانم بمقام وصلت ، و اگر آن را شكر گوئيد بالا برم بدرجه ى قربت و بشكر آن نعمت درآرم بخلوتگاه انس و مشاهدت . مثنوى : شكر نعمت نعمتت افزون كند كس زيان بر شكر كردن چون كند ؟ شكر باشد دفع علَّتهاى دل سود آرد شاكر از سوداى دل كشف : روايت شده است كه داود گفت : اى خدا چگونه شكر تو كنم كه اين خود نعمتى است از تو كه توفيق شكر به من عنايت شده است . جواب شنيد : اى داود اكنون تو مرد شاكر و سپاسگزار هستى . نيشابورى : حقيقت شكر اين است كه انسان هر نعمتى را كه خدا به او داده است به همان راه به كار برد كه براى آن داده شده است و هر نعمتى را به مصرف خود آن نعمت صرف كند . و اگر اين روش پيش گرفته شود هميشه آدمى در فكر و مطالعه اقسام نعمت حقّ و لطف صنع حقّ خواهد بود و اعضاى بدن را هم به مصرف مناسب كه اعمال خير است به كار خواهد برد و تكرار اين كار موجب فزونى محبّت بمنعم و بخشنده نعمت مىشود تا اين اندازه كه بواسطه ى دوستى و توجّه بمنعم از نعمت صرف نظر و فراموش مىشود و هر كار نيك عادت و طبيعت دوباره ى او خواهد شد ، و با اين حالت ممكن است نور حقّ و وجود واجب طورى در او جلوه گر شود كه راه تصرف در خلق از راه حقّ و درستى براى او ممكن و فراهم شود ، و اگر روش انسانى بر خلاف اين طريقه بود كه نعمت را در راه خود به كار نبرد و كفران نعمت كرد البتّه احوال و افكار ضدّ حال شكر در چنين شخص نمودار مىشود و همين است معنى « لَئِنْ كَفَرْتُمْ